تست ایرانی الزایمر

 

 اگر مفهوم پیام تصویری ذیل را در کمتر از 30 ثانیه حدس زدید احتمال ابتلای شما به آلزایمر کمتر از 100 درصد خواهد بود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.نفهميدي؟
.
.
.
.
..
..
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
..
جدايي نادر از سيمين!!!
:D big grin:D big grin:D big grin:D big grin:D big grin:D big grin:D big grin

تست آلزایمر



تست آلزایمر
البته شاید نمونه‌هایی از این تست‌ها را در اینترنت دیده باشید
ولی بخاطر اینکه شاید برخی دوستان بخواهند یک بار دیگر این تست را انجام دهند آن را در سایت قرار می‌دهیم، در مورد ارزش علمی‌آن نیز صددرصد مطمئن نیستیم ولی اگر دوستان در این مورد اطلاعات و یا منابعی دارند که نشان دهنده علمی‌بودن این تست‌ها می‌باشد اعلام کنند تا از آن استفاده نماییم.

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.
۱- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.
Find C in the text
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
۲- اگر در متن بالا C را پیدا کردید، حالا ۶ را پیدا کنید. If u find C now find the number 6 in the text
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۶۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۳- حالا حرف N را بیابید. کمی‌مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.
Now this part is v difficult Find the N.
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.  مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر (Al zheimer) در امان خواهید بود.

ترس از مدرسه

ازمدرسه مي ترسم 

 

با سلام این مطلب رو توی کامپیوترم داشتم گفتم شاید به درد شما هم بخوره  گذاشتم توی وبلاگ نمیدونم کی نوشته بوده .
امیدوام مفید باشه
 

هنوز چند روزي به شروع فصل مدرسه باقي نمانده بود که فريد کوچولو، با مامان تو خيابون ها، کوچه و بازارها از اين مغازه به آن مغازه به دنبال خريد لباس فرم مناسبي بودند، که مدرسه گفته بود. حتما بايد رنگش سرمه اي با خط هاي سفيد روي آستين باشد! براي خواهر بزرگش هم روپوشي کرم رنگ با مقنعه اي سرمه اي که مخصوص بچه هاي راهنمايي بود! مجيد برادر بزرگترش هم بايد کله اش را نمره چهار مي زد! دل تو دلش نبود، نمي فهميد اينقدر التهاب مامان و خواهر بزرگش از چيه؟ او دائم تو خانه مي گفت: باز هم شروع شد، بايد سختگيري هاي مدير و ناظم و اخم و تخم معلم را تحمل کنيم! باز هم تنبيه! باز هم درس! تکليف و جريمه! حيف، چقدر زود گذشت، کاش اصلا مدرسه نمي رفتيم! طفلک فريد، اينها را که مي شنيد و صحبت هاي مامان رو که مي گفت: «توي مدرسه مواظب باش اين کار را نکني. درس نخواني، خانم معلم کتکت مي زند.» و شنيده بود، بچه هاي شيطون را مي اندازند تو اتاق هاي تاريک و... بابا مي گفت: «آخر که چي ليسانس بگيرند، بيکار و بي عار، تو خيابون ها ويلون بزنند.» فريد کوچولو اينها را مي شنود. پاک ترس ورش مي دارد، يعني مدرسه اينقدر بده! چقدر سختگيرن! چند روز مونده به شروع سال پاشو توي يک کفش مي کنه که «من مدرسه نمي روم.» جيغ مي کشيد و گريه مي کرد که مدرسه را دوست ندارم. دليل ترس از مدرسه چيست؟ دليل اينکه بچه ها از مدرسه رفتن مي ترسند چيست؟ روانشناسان معتقدند ترس يک حالت هيجاني است نسبت به خطر يا يک محرک مضر که شخص از آن آگاه است. عامل ترس مي تواند يک شي » باشد، يک انسان يا مسئله و موقعيت مشخص. مطلب زير که برگرفته از سايت تبيان است به عوامل ترس دانش آموزان از مدرسه د ر دوره هاي مختلف مي پردازد.
مدرسه هراسي يا ترس از مدرسه 
ترس غير منطقي از مدرسه در واقع معادل واژه  refusal School  به معني امتناع از مدرسه رفتن است و يکي از نشانه هاي اضطراب جدائي از والدين، خانه،خانواده يا شرايطي است که به آن دلبسته و وابسته شده بود. 
-  امتناع از مدرسه رفتن در هر سني ديده مي شود، اما معمولا در ابتداي هر مقطع به صورت واضح تر و عيني تر خود را نشان مي دهد. تقريبا اين مسئله در بين پسرها و دخترها در سنين آغاز مدرسه به طور يکسان ديده مي شود، اما در سطوح بالاتر با اندکي تفاوت از يکديگر سبقت مي گيرند. در خانواده هايي که بچه ها با فاصله هاي زياد از يکديگر متولد مي شوند شايعتر بوده و همانطور که گفته شد شايع ترين دليل ترس از مدرسه در بين کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشي از اضطراب جدايي از والدين بخصوص مادر است. 
-  معمولا مادران بچه هايي که دچار اضطراب جدايي هستند شخصيتي افراطي، مضطرب، بيش از اندازه حمايت کننده، مردد، غيرمنطقي، حساس و عاطفي (سمپاتيک) دارند که اضطراب خود را با بيان افکار منفي و اضطراب آلود و عمل خود به بچه ها منتقل مي کنند. 
-  اغلب مادران کودکاني که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادي وسواسي، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالا خود يا يکي از نزديکانشان در کودکي دچار همين مشکل بوده اند. 
-  ترس يا امتناع از مدرسه بيش از آنکه علت شخصيتي، عاطفي يا... داشته باشد، ناشي از يادگيري است. مادر يا پدري که در ارتباط خود با کودکان مفاهيم و نکته هاي منفي از محرک ها و مکان هايي مثل مدرسه يا درس خواندن مي دهند وقتي تجربه هاي منفي توام با وحشت و ترس و اضطراب، خود را از دوران تحصيل و مدرسه، تنبيه و توبيخ ها به بچه ها انتقال مي دهند و از آنها مي خواهند مواظب رفتارهايشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان مي کارند.
يک تجربه 
علي کلانترزاده دانش آموز کلاس پنجم ابتدايي مي گويد: من هيچ وقت از مدرسه رفتن نترسيدم، يادم مي آيد هفته اول مهر بود، درست تا يک هفته هيچ تکليف و مشق به ما ندادند، فقط خانم معلم مي آمد در مورد کتاب   ها و درس   هايمان چيزهايي مي گفت و مي رفت، هميشه لبخند مي زد، هيچ وقت نديدم اخم کند يا کسي را کتک بزند. يادم مي آيد بعضي از بچه ها با مامان   هاشون اومده بودند مدرسه، چندتايي گريه مي   کردن، خانم معلم با خنده به بچه   ها گفت: «بگين مامانتون بره خونه.» بچه ها هم رفتن به مامان   ها گفتند برن خونه. خانم معلم با مهرباني توضيح مي داد از هفته آينده دفترچه بياريم و مشق    هايمان را چطور بنويسيم. خيلي از او خوشم آمده بود. از علي مي پرسم: «چطور شد از مدرسه رفتن نترسيدي؟» مي گويد: آخه مامان من معلم بود، قبل از شروع مدرسه من را با خودش آورد مدرسه و با ناظم و معلم    ها بازي مي   کردم، با بچه    هاي کلاس پنجم دوست شده بودم. مامان هميشه تو خونه از معلم ها، مهرباني   هاشون و دلسوزي   هاشون تعريف مي کرد. راستش هيچ ترسي نداشتم، اما يکي دو تا از بچه ها هي گريه مي کردند. تا جايي که با چند تا از بچه ها دست ها و پاهاشون را گرفتيم، آورديم کلاس، همين که خانم معلم چند تا شکلات به اونها داد ساکت شدند و يادشان رفت براي چي گريه مي کردند. مي پرسم: «يعني هيچ وقت نشده از مدرسه بترسي؟» مي گويد: راستش يادمه فقط يک بار کودکستان وقتي مادرم من رو تنها گذاشت و رفت تا 5 دقيقه گريه مي کردم! اما خانم معلم وقتي تشويقم کرد بازي کنم و نقاشي بکشم همه چيز را فراموش کردم. 
ترس از مدرسه در مقاطع مختلف 
تجربه نشان داده امتناع يا ترس از مدرسه در هر سني ديده مي شود. اما علت ها و دلايل متفاوتي دارد. 
1 ) مقطع ابتدايي: نقش والدين و اضطراب جدايي اين سن مصادف است با ساخت طرح واره هايي از محيط اطراف که توسط نزديک ترين افراد به فرد انتقال داده مي شود، کودک 6 يا 7 ساله آمادگي بسيار زيادي براي دريافت، ذخيره و حفظ اطلاعاتي دارد که نزديکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد يک شي»، مسئله، مکان يا فرد به او مي دهند. هرگونه برداشت منفي و انتقال آن به کودک، التهاب، دلواپسي، تشويش، اضطراب و ناراحتي يا آرامش، انگيزه مثبت، تلاش و کوشش، شادماني و هيجانات مثبت مي تواند در واکنش کودک يک مسئله موثر باشد. آنچه والدين به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال مي دهند، بخصوص در اين سن او را نسبت به حضور يا عدم حضور (مثلا در مدرسه و کلاس) تهييج مي کند. ايجاد باورهاي غلط نسبت به معلم، ايجاد ياس و يا نااميدي از آينده، بيان و ابراز تشويش و نگراني از چگونگي حضور بچه ها در مدرسه و... حساسيت منفي و واکنش عاطفي او را در پي خواهد داشت و هر گونه تاکيد و تحريک کودک در اين شرايط به حضور در مدرسه شدت واکنش ها را افزوده و نتيجه منفي به بار مي آورد. 
-  اضطراب جدايي: عامل ديگر، اضطراب کودک از جدا شدن و از دست دادن تکيه گاه، پناهگاه و وابستگي به مادر است. معمولا مادران سعي در وابسته نمودن کودکان به خويش دارند و به واکنش هاي عاطفي آنان نسبت به ترک پاسخ مي دهند که در طولاني مدت و در هنگام وارد شدن به محلي ناآشنا يا تغيير مکان بدون حضور مادر، دچار نوعي حالات اضطراب به نام اضطراب جدايي  separation Anxiet  مي شود که خصوصيات آن اضطراب شديد، موقع جدا شدن از افرادي است که کودک وابستگي مهمي نسبت به آنها دارد. اين وابستگي مي تواند به خانه يا محيط هاي آشنا هم باشد، گاهي در بچه ها هنگام جدا شدن از مادر حتي نشانه هايي از هراس هم ديده مي شود، که فراتر از آنچه که از سطح رشد آنها انتظار مي رود، است.
2 ) مقطع راهنمايي: در اين سن اضطراب جدايي جاي خود را به امتناع از مدرسه رفتن مي دهد، در واقع در اين مقطع امتناع از مدرسه رفتن مطرح مي شود نه ترس و آن به دليل کسب تجربه هاي عيني است از حضور در مدارس ابتدايي، مشاهده رفتارها، ارائه اطلاعات واقعي يا غيرواقعي از مقطع تازه، توسط همسالان، افراد خانواده و...، وابسته شدن و عادت به حضور يک معلم در تمامي دروس، تعداد کم دانش آموزان کلاس و ترس از حضور در کلاس هاي حجيم يا معلم هاي مرد (بيشتر براي پسرها)، عدم آگاهي نسبت به مقطع، قوانين و مقررات مدرسه، سختگيري کادر اجرايي و دبيران و در صورتي که از نظر آموزشي ضعيف بوده باشند، ترس از ناتواني و شکست تحصيلي. اين دوره از حساسترين دوران زندگي فرد است. تحولات مربوط به بلوغ، رشد فکري و رواني، تمايل به استقلال طلبي، تغيير در ارزش ها و تحولات جسماني از اين سن آغاز مي شود. نوجوان در اين سن بسيار حساس، زودباور و تاثيرپذير است. تجربه هاي قبلي از نحوه رفتار معلم، محيط آموزشي، ناظم و مدير و روابط با همسالان در چگونگي واکنش او نسبت به محيط تازه موثر است. بي ترديد در آغاز هر پايه به طور طبيعي مواجه با نوعي دلشوره اضطراب و نگراني نوجوانان در برخورد با محيط تازه تحصيلي خواهيم بود.اخلاق و رفتار معلم، طرز تفکر او، سطح فرهنگي، کيفيت و نحوه آموزش دروس، و برخوردش با مسايل و مشکلات بچه ها، روش کلاسداري و تدريسش و شيوه هاي انضباطي او، جاذبه و دافعه اش، تشويق و تنبيه، نظم و ترتيب در دوره ابتدايي و آغاز دوره راهنمايي تاثير سازنده يا مخرب در افکار و واکنش هاي او به محيط تازه دارد. 
3 ) مقطع متوسطه: اين دوره همراه با تغيير در نگرش ها! باورها، ارزش ها، تغييرات بلوغ و تحول عميق در لايه هاي مختلف شخصيت است. با ورود به مقطع نظري نوجوان دوره وابستگي به والدين، کودکي و مطيع بودن را کنار مي گذارد. اما نه به طور کامل! والدين به علت تغيير در ظاهر فيزيکي و سعي در مستقل شدن نوجوان، او را رها مي کنند. (در واقع استقلال مي دهند) اما نوجواناني که تا اين سن چه از لحاظ درسي و چه تربيتي تحت تاثير والدين بخصوص مادران، اتکا و حمايت او بودند، ناگهان خود را بدون حامي تنها در محيطي بسيار شلوغ افرادي سختگير و (از ديد خود) خشن مي بيند. تجربه سختگيري ها، شکست هاي درسي، توبيخ، بدرفتاري مسئولان مدرسه، تندخويي و خشونت از طرف معلم و... او را نسبت به حضور در محيط مدرسه بيزار مي کند. تغيير در حجم، کيفيت و موضوع کتب درسي و افزايش تعداد دروس و ناآشنايي با واحدهاي درسي و... در نخستين روزهاي حضور در مدرسه او را دچار حالات عصبي و عاطفي مي کند، که در نهايت احتمال امتناع از مدرسه رفتن و نهايتا در صورت برخورد واکنش هاي جسماني مثل سردرد، دل درد، حالات تهوع و بيماري هاي ناگهاني از خود نشان مي دهند (اين مسئله در تمامي مقاطع ديده مي شود.)
عامل پنهان 
آنچه معمولا مورد کم توجهي مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار مي گيرد، توجه به فضا و محيط فيزيکي مدارس است! با يک نگاه به کودکستان ها و پيش دبستاني  ها مي بينيم از کوچکترين فضايي براي جلب توجه به ايجاد شوق در بچه ها استفاده مي کنند. جذابيت، شادابي و طراوت محيط آموزشي نقش مهمي در جذب، ايجاد آرامش دروني و علاقه به حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه اي را مي بينيد که ديوارهايش آجري نباشد! يکي از مسئولان آموزش و پرورش منطقه غرب تهران مي گفت: وقتي ديواره ها و محيط دبستان کنار اداره را مي بينيم با آن پرچم روي ديوار و صبحگاهي، به ياد پادگان هاي اطراف تهران مي افتم! بچه هاي مثل سرباز توي صف ايستاده و به زور خود را کنترل مي کنند! در واقع در مقطع ابتدايي جذابيت و زيبايي فضاي مدرسه و استفاده از رنگ هاي شاد و تصاوير جذاب و جالب به همراه وجود فضاي سبز در مدرسه مي تواند در تغيير نگرش و کاهش اضطراب بچه ها مفيد باشد. کلاس هاي کوچک و تاريک يا بسيار وسيع با تعداد زياد دانش آموز، بچه ها را در نخستين تجربه حضور در مدرسه وحشت زده مي کند! سال قبل در يک نظر سنجي که از بچه ها به عمل آوردم، اکثرا معتقد بودند مدرسه مثل زندان است!بچه ها مثل سرباز بايد مراقب هر نوع رفتاري باشند! همه چيز درس است! معلم ها اغلب کم حوصله، عصباني و زودرنج مي باشند. هر چند هستند معلم هايي بسيار پر نشاط، شاداب و خنده رو... 
راهکار 
والدين تجارب افکار بازخوردهاي منفي خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تاکيد بر مراحل مختلف رشد کودکي و نوجواني و تغييرات هر مرحله والدين رفتارهاي خود را متناسب با اين تغييرات، تغيير دهند. در سنين ابتدايي از ترساندن بچه ها، ايجاد رعب و ترس از معلم، تشبيهات (اگر بچه خوبي نباشي ميگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداري کنند. خاطرات، يادواره ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم هاي دوره ابتدايي را با بچه ها در ميان بگذارند، از معلم ها با القاب خوب (با لبخند) ياد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه ها انتقال دهند، پيش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولين، معلم ها و محيط مدرسه آشنا کنند، به هيچ وجه به خاطر ضعف در فهم يا انجام تکاليف، تنبيه يا توبيخ نکنند. بچه هاي ديگر را به رخشان نکشند، تفريحات آنها را محدود نکنند، و دليلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند. بچه ها را در دوره ابتدايي به خود وابسته نکنند، سعي کنند روشها را به آنها بياموزند و بگذارند خودشان با کمک و ياري والدين در حد اعتدال تکاليفشان را انجام دهند. براي جلوگيري از انزواطلبي و دوري گزيني سعي کنند از دبيران در منزل استفاده نکنند، آنها را تا مي توانند در محيط هاي آموزشي و حضور در جمع قرار دهند.
نکاتي براي مسئولان 
براي کاهش هر چه بيشتر مشکل امتناع از مدرسه سعي کنيد در هر مقطع از وجود کارشناسان روانشناسي و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدايي و راهنمايي استفاده کنيد. مشاور با ايجاد روابط عاطفي پايدار خواهد توانست بچه ها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شيوه برخورد با مسايل و مشکلات عاطفي و آموزشي را به آنها بياموزد. «محيط آموزشي و فيزيکي مدرسه ها را شاد کنيم، جذابيت مهمترين عامل جذب بچه هاست.»

 

پسر ودرخت سیب---------------گفتگو با خدا

http://s1.picofile.com/file/7353494294/Boy_Apple_Tree.pps.html

http://s2.picofile.com/file/7353510107/Interview_With_God.pps.html

داستان کبریت زندگی

 

 

 

 

تولد انسان روشن شدن کبریتی است


و مرگش خاموشی آن!


بنگر در این فاصله چه کردی؟


گرما بخشیدی...!؟


یا سوزاندی...؟!!

 

مجله تندرستی  

مجموعه مجلات تندرستی ویستا - لطفآ این مجموعه را برای دوستان خود نیز ارسال کنید

تندرستی - شماره اول - چشم تندرستی - شماره دوم - طب مکمل
تندرستی - شماره سوم - تناسب اندام تندرستی - شماره چهارم - سرطان
تندرستی - شماره پنجم - زیبایی پوست تندرستی - شماره ششم - بیماریهای پوست
تندرستی - شماره هفتم - رژیم / لاغری / چاقی تندرستی - شماره هشتم - زنان
تندرستی - شماره نهم - دستگاه گوارش تندرستی - شماره دهم - استخوان و مفاصل
تندرستی - شماره یازدهم - قلب و عروق تندرستی - شماره دوازدهم - دیابت
تندرستی - شماره سیزدهم - مغز و اعصاب تندرستی - شماره چهاردهم - گیاهان داروئی
تندرستی - شماره پانزدهم - کلیه و مجاری ادرار تندرستی - شماره شانزدهم - بیماری های عفونی
تندرستی - شماره هفدهم - ایدز تندرستی - شماره هجدهم - دستگاه تنفسی و آلرژی
تندرستی - شماره نوزدهم - دهان و دندان تندرستی - شماره بیستم - بیماری های کودکان
تندرستی - شماره بیست و یکم - یوگا تندرستی - شماره بیست و دوم - اعصاب و روان
تندرستی - شماره بیست و سوم - بارداری تندرستی - شماره بیست و چهارم - اضطراب
تندرستی - شماره بیست و پنجم - افسردگی تندرستی - شماره بیست و ششم - زیبائی و آرایش
تندرستی - شماره بیست و هفتم - اعتیاد تندرستی - شماره بیست و هشتم - فهرست بیماریها
تندرستی - شماره بیست و نهم - علائم بیماریها تندرستی - شماره سی‌ام - خواص گیاهان
تندرستی - شماره سی و یکم - روانشناسی کودکان تندرستی - شماره سی و دوم - تغذیه نوزادان و کودکان
تندرستی - شماره سی و سوم - خواب تندرستی - شماره سی و چهارم - آشنائی با داروها
تندرستی - شماره سی و پنجم - گوش و حلق و بینی تندرستی - شماره سی و ششم - ورزش
تندرستی - شماره سی و هفتم - علوم تربیت بدنی تندرستی - شماره سی و هشتم - جراحی
تندرستی - شماره سی و نهم - ویتامین ها و مواد معدنی تندرستی - شماره چهلم - خوراکیها